بیانیه مهم درباره اهانت ها به بزرگان و اساتید حکمت و معرفت در (به اصطلاح) دارالصادق

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

بیانیه مهم درباره توهین ها و اهانت ها به بزرگان و اساتید حکمت و معرفت در سایت و مجله (به اصطلاح) دارالصادق 

 


✳️ بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اخیرا سایت (به اصطلاح) دارالصادق و مجله (به اصطلاح) نورالصادق، به شیوه و روش خود که بنا به فرمایش متین و عمیق حضرت آیت‌الله العظمی سبحانی، يادآور مكتب حنابله است ناسزاها و افتراهایی علیه یکی از استادان برجسته علوم عقلی و عرفانی حوزه علمیه قم، منتشر کرده است.

در این یادداشت، بنا ندارم که وارد نقد جزئیات آن متن آشفته و پریشان شوم. چرا که به قدری با سوء‌برداشت‌ها، مغالطات، بی‌ادبی‌ها، تقطیع مخل به معنا و مقصود عبارات بزرگان و افتراها عجین شده است که تبیین و توضیح کامل آنها نیازمند مقالات متعددی است. بلکه مقصودم یادآوری نکاتی به دوستان و عزیزانی است که دنبال راه مستقیم و مسیر رشد و تعالی هستند و دغدغه فهم علوم و معارف اسلامی را دارند.  

عزیزان، اگر می‌بینید مجله یا سایتی، نامه یک مرجع بزرگوار تقلید شیعه یعنی حضرت آیت الله العظمی سبحانی را که در علوم متعدد اسلامی صاحب‌نظر و از استوانه‌های اصولی، فقهی و کلامی حوزه‌های علمیه شیعیان محسوب می‌شود و تالیفات متعددش زبانزد عام و خاص است را مثله و به نفع خود مصادره می‌کند و بعد از اعتراض آن مرجع تقلید، از سر ناچاری و اضطرار، بعدا متن کامل را منتشر و سپس انواع مطالب نادرست و غیر علمی را کنار هم چیده، به عنوان پاسخ و تحلیل می‌گذارد تا کار خود را توجیه و آن مرجع معظم تقلید را محکوم کند، خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل که اگر اساتید بزرگوار دیگر، نسبت به برداشت‌های نادرست آن سایت و مجله از سخنان مراجع و بزرگان دین، اعتراض کردند، چه عاقبتی پیش رویشان خواهد بود.

اگر می‌بینید سایت یا مجله‌ای، درباره افتخار حوزه‌های علمیه شیعه یعنی حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی که به فرموده مقام معظم رهبری «استادی كسی همچون حضرت آقای حسن زاده آملی دامت معالیه كه میان مراتب عالیه علمی و مقامات و فتوحات معنوی و روحی جمع كرده‌اند برای هر موسسه علمی و دانشگاه و حوزه‌ای مغتنم و موجب افتخار است» رفتارهایی زننده و دور از شئون آداب و اخلاق اسلامی دارد، خودتان حیث مفصل بخوانید از این مجمل که نسبت به اساتید دیگر، چه خواهند کرد.

اگر می‌بینید که سایت یا مجله‌ای، مطالب حضرت امام خمینی (ره) را که در مَثل، چون آفتابی است که با طلوعش، ماه و ستاره‌های فقاهت نزدش دیده نمی‌شوند، گونه‌ای تقطیع و مصادره به مطلوب می‌کند که با مقصود و مرام آن آفتاب فقاهت و عرفان سازگار نمی‌شود، خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.

اگر می‌بینید که امام خمینی (ره) در نامه خود به حاج احمد آقا درباره علت مذمت فلسفه و مانند آن می‌نویسند: «و آنچه گفتم به آن معنى نیست که به فلسفه و علوم برهانى و عقلى نپرداز و از علوم استدلالى روى گردان که این خیانت به عقل و استدلال و فلسفه است، بلکه به آن معنى است که فلسفه و استدلال راهى است براى وصول به مقصد اصلى و نباید تو را از مقصد و مقصود و محبوبْ محجوب کند، یا بگو این علوم عبورگاه به سوى مقصد هستند و خود مقصد نیستند و دنیا مزرعه آخرت است و علوم رسمى مزرعه وصول به مقصودند، چنانچه عبادات نیز عبورگاه به سوى او- جلّ و علا- است» (صحیفه امام، ج 16 ص 219)

و اگر می‌بینید که حضرت امام تصریح می‌کنند که: «نمى‌‏گويم از علم و عرفان و فلسفه بگريز و با جهل عمر بگذران، كه اين انحراف است، مى‌گويم كوشش و مجاهده كن كه انگيزهْ، الهى و براى دوست باشد.» (صحيفه امام، ج‏18، ص: 451)


و اگر می‌بینید که امام راحل می‌فرمایند: «در هر حال كتب فلسفى خصوصاً از فلاسفه اسلام و كتب اهل حال و عرفان هر كدام اثرى دارد. اوّلى‌‏ها، انسان را و لو به طور دورنما آشنا مى‌كند با ما وراء طبيعت، و دوّمى‌‏ها خصوصاً بعضى از آنها چون «منازل السائرين» و «مصباح الشريعه» كه گويى از عارفى است كه به نام حضرت صادق- عليه‌السلام- به طور روايت نوشته است، دلها را مهيّا مى‌‏كنند براى رسيدن به محبوب....» (صحيفه امام، ج‏18، ص: 453)

و اگر می‌بینید که آن فقیه و مصلح بزرگ و بی نظیر شیعه تاکید می‌کنند که: «هر طايفه اى از علماى اعلام و دانشمندان معظم به بُعدى از ابعاد الهى اين كتاب مقدس دامن به كمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوى عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سياسى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمايند تا معلوم شود اين كتاب سرچشمه همه چيز است؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سياست، تا بي خبران نگويند عرفان و فلسفه بافته ‏ها و تخيلاتى بيش نيست و رياضت و سير و سلوك كار درويشان قلندر است، يا اسلام به سياست و حكومت و اداره كشور چه كار دارد كه اين كار سلاطين و رؤساى جمهور و اهل دنياست. يا اسلام دين صلح و سازش است و حتى از جنگ و جدال با ستمكاران برى است. و به سر قرآن آن آورند كه كليساى جاهل و سياستمداران بازيگر به سر دين مسيح عظيم الشأن آوردند.» (صحيفه امام، ج‏20، ص: 93)

اما آن سایت یا مجله و طرفداران آنها، عبارات ایشان درباره فلسفه، عرفان و عرفا را تقطیع و مصادره می‌کنند و ایشان را مخالف فلسفه و عرفان اسلامی قلمداد می‌کنند، خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل. امامی مخالف فلسفه و عرفان قلمداد می‌شود که در اواخر ماههای عمر شریفش (11 دی ماه 1367) در پیام مهم و تاریخی خود به میخائیل گورباچف که او را به اسلام دعوت کرد سخن از بزرگان فلسفه و عرفان ‌آورد. (نک: صحیفه امام، ج‏21، ص: 225)

و اگر می‌بینید که آن سایت و مجله، مطالب دیگر بزرگان عالم اسلام و شیعه را با سوء برداشت‌ها و تقطیع‌های مخل و مغالطات، به نفع خود مصادره می‌کنند، خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.

شرح این هجران و این خون جگر / این زمان بگذار تا وقت دگر

با این اوصاف، برای نویسنده این سطور و برای هر عاقلی، هیچ بُعدی نداشت که شخص و مطالب حکیمانه استاد عزیز، آیت الله حسن رمضانی درباره آن مجله نیز، آماج مغالطات، افتراها، برداشت‌های سوء و سخنان نادرست گردد. ظاهرا با این جماعتی که شیوه سخن گفتنشان یادآور مکتب حنابله، و روششان در بیشتر موارد، تکیه بر ظواهر، کنارگذاشتن قرائن و تقطیع هدفمند عبارات بزرگان به گونه‌ای است که به نفع خود نتیجه بگیرند، کاری نمی‌شود کرد و تنها باید به خداوند پناه و شکایت برد. الی الله المشتکی و علیه المعول فی الشدة و الرخاء.

با چنین افراد و مردمی که در پاسخ منتقدان، ده‌ها عبارت تقطیع شده ردیف می‌کنند تا نتیجه بگیرند که منتقد در مقابل همه این عبارات و گویندگان آنها قرار گرفته و به آنها جسارت و توهین کرده، نباید جدال و مراء کرد که نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه باعث تاریکی خود انسان نیز می‌شود.

به دوستان و عزیزان طالب علم و معرفت عرض می‌کنم که نگاهتان به قلم و زبان رهبر عزیزمان حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته باشد که می‌فرماید: «توجه بکنید اهمیت فقه و عظمت فقه نباید ما را غافل کند از اهمیت درس فلسفه و رشته فلسفه و علم فلسفه؛ هر کدام از اینها مسئولیتی دارند. رشته فقه مسئولیت‌‌هایی دارد، فلسفه هم مسئولیت‌‌های بزرگی بر دوش دارد. پرچم فلسفه اسلامی دست حوزه‌‌های علمیه بوده است و باید باشد و بماند. اگر شما این پرچم را زمین بگذارید، دیگرانی که احیانا صلاحیت لازم را ندارند، این پرچم را برمی‌دارند.... امروز اگر نظام و جامعه ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل این شبهات گوناگون، این فلسفه‌های وارداتی مختلف، لخت و بی‌‌دفاع خواهند ماند. آن چیزی که می‌‌تواند جواب شماها را بدهد، غالبا فقه نیست؛ علوم عقلی است.»  (در دیدار با جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، 29/7/1389)


و می‌‌فرماید: «امید است‌ در سایه‌ این‌ تلاش‌ها افکار ملاصدرا محافل‌ علمی‌ دنیا را فرا بگیرد و این‌ متاع‌ معنوی‌ و با ارزش‌ به‌ عنوان‌ عالی‌‌ترین‌ متاع‌ به‌ کشورهای‌ دیگر صادر شود و برای‌ این‌ منظور لازم‌ است‌، علما و بزرگان‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ و دستگاههای‌ مختلف‌ به ویژه‌ صدا و سیما و وزارت‌ ارشاد نیز همکاری‌ کنند تا این‌ کار با ارزش‌ و بسیار مهم‌ به‌ نتیجه‌ برسد.» (در دیدار اعضای‌ شورای‌ عالی‌ کنگره‌ بزرگداشت‌ صدرالمتألهین‌، 1374/11/15)

و می‌‌فرماید: «فلسفه اسلامى، پایه و دستگاهى بوده که انسان را به دین، خدا و معرفت دینى نزدیک مى‌کرده است. فلسفه براى نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است؛ لذا بهترین فلاسفه ما - مثل ابن‌سینا و ملاّصدرا - عارف هم بوده‌اند. اصلاً آمیزش عرفان با فلسفه در فلسفه جدید ـ یعنى فلسفه ملاّصدرا ـ به‌خاطر این است که فلسفه وسیله و نردبانى است که انسان را به معرفت الهى و خدا مى‌رساند؛ پالایش مى‌کند و در انسان اخلاق به ‌وجود مى‌آورد. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیّات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود. راهش هم تقویت فلسفه ملاّصدراست؛ یعنى راهى که ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. (در دیدار روحانیون در مدرسه فیضیّه قم، 16/9/1374)

به عزیزان و حق جویان می‌گویم اگر می‌خواهید رشد علمی، روحی و معنوی یابید به سخنان پر معنای خورشید فقاهت و معرفت که با طلوعش ستاره‌های فقاهت را به محاق برد، توجه کنید و با قطاع طریق حق، معاشرت حقیقی و مجازی نداشته باشید.

امام می‌نویسند: «دخترم! سعى كن اگر اهلش نيستى و نشدى، انكار مقامات عارفين و صالحين را نكنى و معاندت با آنان را از وظايف دينى نشمرى، بسيارى از آنچه آنان گفته‌‏اند در قرآن كريم به طور رمز و سربسته، و در ادعيه و مناجاتِ اهل عصمت بازتر، آمده است و چون ما جاهلان از آنها محروميم با آن به معارضه برخاستيم.» (صحيفه امام، ج‏18، ص: 454)

و می‌نویسند: «آنان كه انكار مقامات عارفان و منازل سالكان كنند، چون خودخواه و خودپسند هستند هر چه را ندانستند حمل به جهل خود نكنند و انكار آن كنند تا به خودخواهى و خودبينى ‏شان خدشه وارد نشود.» (صحيفه امام، ج‏18، ص: 454)

و می‌فرمایند: «پسرم! آنچه در درجه اول به تو وصیت می‌کنم آن است که انکار مقامات اهل معرفت نکنی که این شیوه جهال است و از معاشرت با منکرین مقامات اولیا بپرهیزی که اینان قطاع طریق حق هستند.» (صحیفه نور، ج 22 ، صفحه 372)

در پایان لازم می‌دانم به مسئولان حوزه علمیه قم، یادآوری کنم که شیوه و روش عملکرد سایت و مجله (به اصطلاح) دارالصادق، خواسته یا ناخواسته، زنگ خطری است برای بد نام کردن حوزه‌های علمیه و جایگاه مقدس علما و روحانیت بزرگ شیعه و طریق و روش مقدس علمی آنها که صدها سال، با افتخار برقرار و مستدام بوده و مسلمان و غیر مسلمان، شیعه و غیر شیعه، حوزوی و دانشگاهی آن را ستوده و می‌ستاید. امید که پی گیر این زنگ خطر باشند.

والحمدلله رب العالمین

عبدالله اسلامی
14 بهمن ماه 1394

منبع: کانال سخن عرفان در تلگرام
@sokhanerfan

خواندن 2690 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 01 شهریور 1395