امام علی علیه‌السلام هویت شیعه است

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

متن گفتگوی خبرگزاری حوزه با حضرت استاد رمضانی درباره شهادت مولی امیرالمومنین علی علیه‌السلام

هویت شیعه ولایت علی بن ابیطالب علیه‌السلام است

انسان کامل در منظر عارف

 

 

هویت شیعه  ولایت علی بن ابیطالب است


اگر از ما بپرسند هویت و شناسنامه شما چیست و در جواب بگوییم هویتی جز علی بن ابی طالب نداریم حرف بیجایی نگفته‌ایم! هویت ما در علی‌(ع) خلاصه می شود و خدا را شاکریم که ما را جزو محبین علی بن ابیطالب قرار داد و جز این سرمایه‌ای نداریم؛ خدا رحمت کند حیدر آقای معجزه را زمانی از ایشان سوال کردم که در قیامت چه چیزی برای عرضه دارید؟ ایشان قدری شوکه شد و اشک از چشمانش بر گونه غلطید و آهی کشید و دست بر سینه کشید و گفت همه سرمایه من عشق علی و اولاد علی(ع) است .

درباره علی بن ابیطالب بهترین سخن و مطلب همان فرمایش رسول الله است : «  قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم لعلي بن أبي طالب عليه السلام يا علي لا يعرف الله تعالى إلا أنا و أنت و لا يعرفني إلا الله و أنت و لا يعرفك إلا الله و أنا؛ روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، ج‏13، ص: 273 »  کسی جز من و تو خدا را نشناخت و مرا جز خدا و تو نشناخت و تو را کسی جز خدا و من نشناخت درباره علی بن ابیطالب  چه می شود گفت :

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت**** متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

خود امیر المومنین فرمود : «  يَهْلِكُ فِيَّ اثْنَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ؛ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏1، ص: 264 »  هلاك شده در باره من دو كس، «دوستى غالى» و «دشمنى قالى»، «غالى» بمعنى از حدّ درگذرنده است و مراد از «دوست از حدّ در گذرنده» كسي است كه در باره آن حضرت از حدّ تجاوز كرده باشد و بمرتبه زياد قائل شده باشد مانند آنان كه نعوذ باللَّه بألوهيّت آن حضرت قائل شده‏اند، و «قالى» هم بمعنى دشمن است  ،‏ اصولا درباره شخصیت‌های پیچیده و عمیق نمی شود خیلی راحت اظهار نظر نمود لذا برخی دچار افراط و تفریط می شوند لذاست که  امیر المومنین می فرمایند: درباره من دو دسته به هلاکت افتادند .

سخن گفتن درباره اینگونه افراد مبتنی بر اعتدال شخصیت افراد است خود این بزرگواران فرمودند : « نزّلونا عن الرّبوبيّة و قولوا فينا ما شئتم؛ رک : الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص: 438» ما را از مرتبه خدایی پایین آورید و هر چه می خواهید درباره ما بگویید در زیارت رجبیه هم آمده « لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا  إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِك، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 803 » هیچ فرقی بین تو و ایشان نیست الا اینکه ایشان مخلوق تو هستند .

یکی از کتبی که به تبیین فضایل و مناقب امیرالمومنین‌(ع) پرداخته مشارق انوار الیقین تالیف حافظ رجب برسی است و  افرادی با توجه به قصور خودشان که توان فهم برخی احادیث را ندارند دیگران را متهم به غلو می‌کنند؛ یکی از این افرادی که مورد همجه قرار گرفت جناب حافظ رجب بود ؛ فرمایشات شیخ حافظ رجب در این کتاب نشئت گرفته از بینش عمیق عرفانی ایشان است .

جناب علامه امینی در «الغدير: 7/ 33- 68» حافظ را به بزرگی یاد می کند :« الشيخ رضي الدين رجب بن محمد بن رجب البرسي الحلي المعروف بالحافظ: من عرفاء علماء الإماميّة و فقهائها المشاركين في العلوم ...

اولین عنوانی که درباره ایشان بکار می برد عنوان عرفان است جناب حافظ رجب در فن ادب ، شعر و علم حروف نیز دستی داشته است اما عنوان غالب ایشان در کلام علامه امینی جنبه عرفان ایشان است .

حقیقت توحید و انسان کامل، محور و اساس  مباحث عرفانی است

نوعا اهل معرفت و عرفان از  دو بعد مورد حمله و هجمه دیگران قرار می گیرند یکی در بعد توحید است و دیگری در مبحث انسان کامل ، مباحث کتب عرفانی نیز عمدتا حول دو محور مطرح می شود نخست حقیقت توحید دوم حقیقت انسان کامل و مقامات او در هر دو بعد نظر کامل و دقیقی است و به یک وجود معتقد می شود که سراسر هستی را پر کرده است و آن یک وجود، کثرات خلقیه را به وجود می آورد و کثرات خلقیه در برابر او هیچ هستند و فانی در او می‌باشند در عین اینکه هستند فانی در اویند به تعبیر فنی از آن تعبیر به "وحدت وجود و کثرت موجود" می‌شود .

انسان کامل در منظر عارف

در رابطه انسان کامل نیز قضیه اینگونه است ؛ عارف معتقد است «انسان کامل» مظهر اسماء الهی است و انسان کامل آیینه تمام نمای خداست، لذا که رویت او رویت حق است؛  دوستی او دوستی حق است؛  اطاعت او اطاعت حق است و... نگاه عارف به انسان کامل، یک چنین نگاهی است  و این نگاه  ناظر به همان فرمایش امیر المومنین است که فرمود : « إيّاكم و الغلوّ فينا.قولوا: إنّا عبيد مربوبون. و قولوا في فضلنا ما شئتم  »  و شما هر توقعی از حق تعالی داشتید میتوانید ازانسان کامل داشته باشی منتهی در حق تعالی بالاصاله است و انسان کامل هر چه دارد از جانب اوست و این غلو نیست ، باید معرفت را بالا برد و فهمید نه اینکه متهم به غلو کرد .

انسان کامل، مظهر تام  اسماء الهی

درباره آدم نبی الله می گوید : « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ * قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَليمُ الْحَكيمُ ؛ بقره 32-31 » خدا اسماء را به انسان تعلیم داد در اینکه مراد از اسما چیست مفسران تفاسیر مختلفی نموده اند؛  علامه طباطبایی اسماء را فراتر از این اسما لفظیه و کتبیه می دانند و می فرمایند : "مسميات و ناميده‏ها كه براى آدم معلوم شد، حقايقى و موجوداتى خارجى بوده‏اند، نه چون مفاهيم كه ظرف وجودشان تنها ذهن است، و نيز موجوداتى بوده‏اند كه در پس پرده غيب، يعنى غيب آسمانها و زمين نهان بوده‏اند، و عالم شدن بان موجودات غيبى، يعنى آن طوريكه هستند، از يك سو تنها براى موجود زمينى ممكن بوده، نه فرشتگان آسمانى، و از سوى ديگر آن علم در خلافت الهيه دخالت داشته است، ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 181‏ " لذا آن اسماء حقایق عینیه بوده اند و مراد از تعلیم هم تعلیم مدرسی نیست بلکه مراد تحقیق است یعنی حق تعالی در وجود آدم تمام اسمائش را محقق کرد اگر قرآن راجع، آدم ابولبشر اینطور بیانی دارد این حرف راجع به خاتم الانبیاء به طریق اولی مطرح می شود  و این معنی در باره امیر المومنین علی علیه السلام که به گواهی آیه مباهله (آل عمران؛  61) نفس پیامبر خوانده شده است نیز صدق می کند .

سخنان احمد حنبل در شان امیر المومنین

علی جان پیامبر است

یکی از فقهای اهل سنت احمد بن حنبل در جلسه ای که فرزند او  با دوستانش ترتیب داده بود حضور داشت دوستان فرزند احمدبن حنبل راجع به افضل صحابه سئوال کردند؟ احمدبن حنبل افرادی را نام برد و امام علی را در ردیف صحابه نام نبرد! فرزند او سؤال کرد: ما با توجه به شناختی که از شما داشتیم گمان می کردیم در ردیف صحابه از علی هم نامی می‌برید اما یادی از علی‌(ع) نکردید؟! احمدبن حنبل گفت: مگر نگفتید افضل صحابه؟! علی که جزو صحابه نیست بلکه به گواهی آیه مباهله، علی‌(ع) نفس پیامبر‌(ص) است .این مطلب را از زبان احمدبن حنبل شنیدن مزه دارد .

کرسی خلافت با علی زینت یافت

باز از پسر احمد بن حنبل نقل شده: من با دوستانم راجع به خلفا و خدمات ایشان  بحث می کردیم و خدمات خلیفه اول و دوم و سوم را بیان کردیم و پدر ساکت بود ؛ سخن که به  علی بن ابیطالب رسید او به سخن در آمد و گفت : می دانید فرق بین علی‌(ع) و دیگران چیست ؟ دیگران با تکیه بر کرسی خلافت زینت یافتند اما کرسی خلافت با علی با خلافت علی زینت یافت.

علی نفس پیامبر است

علی به منزله نفس پیامبر‌ (ص) است و اگر اینگونه شد هرچه راجع به پیامبر‌(ص) می توان گفت درباره علی نیز صادق است کما اینکه خود پیامبر اکرم فرمود : «إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ؛ خطبه 192 نهج البلاغه؛ صبحی صالح» یا علی تو، فقط مقام رسالت نداری و الا هیچ فرقی با من نداری.

یکی ار خطبای شهیر مشهد مرحوم سلیمی می‌گفت: این مقاماتی را که برخی افراد برای ائمه معصومین‌(ع) قائل‌اند علامه طباطبایی‌ها برای ابوذر و سلمان قائل اند. اصلا معرفتی که ایشان از امام دارند معرفت برتر است و باید به این مطالب دست یافت و این مطلب حاصل نمی‌شود الا با خواندن کتاب های دقیق و متین عرفانی که از مقامات انسان کامل بحث می کند و از راه خاص خودش این مقامات را برای ایشان اثبات می کنند .

جان کلام صاحب مشارق

«علی‌(ع) مظهر اتم اسما حسنی است و آنچه که از خدا توقع داری می توانی از علی داشته باشی با این تفاوت که خدا اصل است و علی (ع) فرع و او عاکس است و در واقع این جان کلام حافظ رجب برسی در کتاب مشارق انوار الیقین است.

علی را نشناخت مگر خدا و پیامبر

مدتها بود به دنبال سند این روایت بودم «ما عرفك إلّا اللّه و أنا، و ما عرفني إلّا اللّه و أنت، و ما عرف اللّه إلّا أنا و أنت ؛ مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، ص: 173 » نهایتا سند این حدیث را در این کتاب یافتم و ایشان حدیث را صحیح می‌داند.

انسان کامل کتاب مبین و جامع است

جامع بودن انسان کامل از دیگر مباحثی است درباره علی بن ابیطالب در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است و با طرح روایتی به بیان آن می پردازد : « وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ‏ فالكتاب المبين هو الإمام، و إمام الحق علي، فعلي هو الكتاب المبين، و إليه الإشارة بما روي عن محمد الباقر عليه السّلام أنّه لما نزلت هذه الآية قام رجلان فقالا: يا رسول اللّه من الكتاب المبين أ هو التوراة؟قال: لا. قالا: فهو الإنجيل؟قال: لا. قالا: فهو القرآن؟قال: لا. فأقبل أمير المؤمنين عليه السّلام فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: هذا هو الإمام المبين الذي أحصى اللّه فيه علم كلّ شي‏ء ؛ مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، ص: 159»  بعد از نزول آیه 12 سوره یس سئوال از امام مبین شد در حین این سئوالات علی بن ابیطالب وارد مجلس شد و انگشت حضرت بسوی علی نشانه رفت و فرمودند :  « هذا هو الإمام المبين الذي أحصى اللّه فيه علم كلّ شي‏ء» «کون جامع» بودن انسان کامل از مباحث اساسی عرفان است .

علم بی نهایت امام

در همین زمینه روایتی را در تفسیر برهان دیدم در ذیل آیه 12 سوره یس  آمده است  « رواه عن أبي ذر، في كتاب (مصباح الأنوار)، قال: كنت سائرا في أغراض أمير المؤمنين (عليه السلام) إذ مررنا بواد و نمله كالسيل سار ، فذهلت مما رأيت، فقلت: الله أكبر، جل محصيه. فقال أمير المؤمنين (عليه السلام): «لا تقل ذلك- يا أبا ذر- و لكن قل: جل باريه، فو الذي صورك أني احصي عددهم، و أعلم الذكر من الأنثى بإذن الله عز و جل، البرهان في تفسير القرآن، ج‏4، ص: 569 ». روای می گوید با علی‌(ع) قدم می زدیم که به وادی النمله رسیدیم و آنقدر مورچه بود که از کثرت آنها تعجب کردم ، گفتم کسی را سراغ دارید که تعداد اینها را بداند ؟ حضرت فرمود : نه تتها کسی را می شناسم که تعداد ایشان را می داند بلکه شخصی را می شناسم که از نر و ماده بودن ایشان هم با خبر است و اشاره به خود نمودند بعد حضرت در ادامه می فرماید : آیا این آیه را نخواندی که « وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ » دربعض روایت دارد "علم کل شیٍ"  اما قرآن می فرماید: « وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ »  در آنجا دیگر کلمه " علم " نیست شاید رسول الله خواسته‌اند مسامحه‌ای کند برای فهم معمولی مردم و قرآن بحث علم را مطرح  کند و فرمود : « هذا هو الإمام المبين الذي أحصى اللّه فيه علم كلّ شي‏ء  »  و در حقیقت انسان کامل یک تای همه و محیط بر همه کثرات است .

گویم سخنی که درک آن دشوار است ***** گفتا به علی نبی که بختت یار است .

از شیعه تو کسی جهنم نرود ***** از امت من جهنمی بسیار است .

گفتگو و تنظیم : حمید کرمی

{jcomments on}

خواندن 4139 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 21 شهریور 1395