گزارش نشست واکاوی نظریه وحدت شخصی وجود

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
 
به علت اینکه خبرگزاری ها، گزارش غیر دقیقی از این نشست ارائه کرده اند، بر آن شدیم متن آن گزارش ها را اصلاح کرده و در اختیار مخاطبان قرار دهیم.
 
 گزارش نشست واکاوی نظریه «وحدت شخصی وجود»
 
 
 
 

 

نشست «واکاوی نظریه وحدت شخصی وجود» عصر یکشنبه 11 اسفند با حضور آیت الله حسن رمضانی و آیت الله غلامرضا فیاضی در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

به علت اینکه خبرگزاری ها، گزارش غیر دقیقی از این نشست ارائه کرده اند، بر آن شدیم متن آن گزارش ها را اصلاح کرده، منتشر کنیم.

در ابتدای این نشست حجت الاسلام و المسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران بحث وحدت شخصی وجود را از مهمترین مباحث عرفان نظری خواند و گفت: به قول آیت الله جوادی آملی اگر عرفان نظری 2 مسأله داشته باشد یکی از آن وحدت شخصی وجود و دیگری مسأله انسان کامل است. بحث شخصی وجود قطعا در یک جلسه امکان بررسی ندارد و برخی سخنان ژورنالیستی علیه این مساله ناشی از نداشتن تصور درست از موضوع است که در این جلسه می توان به طرح مسأله پرداخت.

حجت الاسلام سید احمد غفاری مسئول جلسه در سخنانی مقدماتی درباره علت برگزاری نشست واکاوی «وحدت شخصی وجود» گفت: «نظریه وحدت وجود» برای اولین بار توسط ابن عربی ارائه شد و از همان ابتدا توسط شخصیتهای معروفی مثل علاء الدوله سمنانی مورد انکار قرار گرفت و تکفیرها آغاز گردید. پیروان مکتب ابن عربی مانند قیصری در مقدمه و شرح فصوص و سید حیدر آملی در جامع الاسرار، ابوحامد اصفهانی و ابن ترکه در تمهیدالقواعد ارائه دلیل کردند و اولین کار جدی فلسفی در باب وحدت وجود توسط حکیم جلال الدین دوانی ارائه شد و البته مهمترین کار جدی را ملاصدرا انجام داد و بعد از او ملاعلی نوری، ملالنگرودی، ملاهادی سبزواری، مرحوم علی اکبر حکمی یزدی صرفا تقریر وحدت تشکیکی وجود را پذیرفتند. در مقابل، مرحوم آقامحمدرضا قمشه ای و شاگردان او نظیر مرحوم میرزاهاشم اشکوری، آقامیرزا حسن کرمانشاهی، آقامیرشهاب الدین نیریزی، مرحوم میرزامهدی آشتیانی گرایش به وحدت شخصی وجود را به عنوان نظری فراتر از نظریه وحدت تشکیکی ارائه کردند.

وی افزود: در این میان در تفسیر دیدگاه صدرا اینکه او صرفا وحدت تشکیکی را می پذیرد و یا فراتر از آن چیزی به عنوان وحدت شخصی وجود ارائه می کند، مرحوم رفیعی قزوینی و مرحوم عصار معتقدند که در کلام صدرا دو دیدگاه متوسط و نهایی ارائه شده است. در بین معاصران علامه طباطبایی وحدت شخصی را سخنی برتر از وحدت تشکیکی می داند و آن را قول نهایی صدرا معرفی می کند و همین رأی را صحیح می داند. همین را نظر ملاصدرا و آن را درست می داند اما مرحوم آیت الله مطهری، آیت الله مصباح یزدی و مهدی حائری یزدی وحدت شخصی وجود را قرائت نادرست می دانند و آیت الله حسن زاده و آیت الله جوادی آملی بر برتری وحدت شخصی وجود نسبت به وحدت تشکیکی دفاع می کنند و وحدت تشکیکی را رأی متوسط صدرا معرفی می کنند. موضوع «وحدت شخصی وجود» بحثی مهم است که در این جلسه پیرامون آن به گفتگو می نشینیم.

در ادامه این نشست آیت الله حسن رمضانی از اساتید  حوزه در عرفان گفت: مساله وحدت شخصی وجود، یکی از مسائل مهم بلکه ام المسائل عرفان نظری است و همواره این مساله با چالشهایی مواجه بوده است که اگر بخواهیم این چالشها را فهرست کنیم در 5 محور ترسیم می شود.

وی افزود: چالش نخست وحدت شخصی وجود غامض بودن اصل مساله است. حضرت امام (ره) در شرح چهل حدیث فرمایش جالبی دارند که هم گلایه ای است از برخی از افراد که بدون تخصص به این بحث ورود پیدا می کنند و هم تاکیدی است بر غامض بودن بحث وحدت شخصی وجود.

عبارت امام این است: « لازم نيست اگر انسان داراى علمى نشد از آن تكذيب كند و به صاحب آن علم جسارت نمايد. پيش عقل سليم همان طور كه تصديق بى‏ تصور از اغلاط و قبايح اخلاقيه به شمار مى‏ آيد، تكذيب بى‏ تصور نيز همين طور، بلكه حالش بدتر و قبحش افزون است. اگر خداى تبارك و تعالى از ما سؤال كند كه شما كه مثلا معنى «وحدت وجود» را به حسب مسلك حكما نمى‏ دانستيد و از عالم آن علم و صاحب آن فن اخذ نكرديد و تعلم آن علم و مقدمات آن را نكرديد، براى چه كور كورانه آنها را تكفير و توهين كرديد، ما در محضر مقدس حق چه جوابى داريم بدهيم جز آنكه سر خجلت به زير افكنيم. و البته اين عذر پذيرفته نيست كه «من پيش خود چنين گمان كردم.» هر علمى مبادى و مقدماتى دارد كه بدون علم به مقدمات، فهم نتيجه ميسور نيست، خصوصا مثل چنين مسئله دقيقه كه پس از عمرها زحمت باز فهم اصل حقيقت و مغزاى آن بحقيقت معلوم نشود. چيزى را كه چندين هزار سال است حكما و فلاسفه در آن بحث كردند و موشكافى نمودند، تو مى‏ خواهى با مطالعه يك كتاب يا شعر مثنوى مثلا با عقل ناقص خود ادراك آن كنى! البته نخواهى از آن چيزى ادراك كرد- رحم اللّه امرأ عرف قدره و لم يتعدّ طوره.»

آیت الله رمضانی یاد آور شد: چالش دوم وحدت شخصی وجود، عبارات و تعابیر به ظاهر سخیف و یا متشابه اهل فن است. مثل سخن ابن عربی : «سبحان الذی اظهر الاشیاء و هو عینها» که اگر بخواهیم به ظاهر این عبارت بسنده کنیم دچار چالش خواهیم شد.

چالش سوم، وجود برخی شطحیات است که از بزرگان عرفا به ما رسیده است مثل «سبحانی ما اعظم شانی»، «لیس فی جبتی سوی الله»، «انا الحق» و... که این سخنان مساله را پیچیده تر می کند.

چالش چهارم جهله صوفیه است که از بزرگان تقلید می کنند و نفهمیده جملات را تکرار می کنند و با کج فهمی‌ها مشکلاتی به بار می‌آورند.

پنجمین چالش، فتاوا و تکفیرهایی است که از ناحیه برخی از فقها و کسانی که زمام دین و دنیای مردم را در دست دارند، وجود دارد که برای حل هر کدام از این چالشها باید از راه مربوطه وارد شد.

وی در ادامه درباره فرق وحدت تشکیکی و شخصی وجود گفت: عارف به وحدت شخصی وجود قائل است که این مساله با تشکیک در فضای حکمت صدرایی (با یک قرائت) و با تشکیکی که در فضای حکمت مشایی وجود دارد زمین تا آسمان متفاوت است.

تشکیک مشایی بسیار پیش پا افتاده است که به آن تشکیک عامی می گویند. در قرائت صدرایی از تشکیک، وجود دارای مصادیق و مراتب گوناگون است و از نظر حقیقت، از یک حقیقت و از یک سنخ هستند و در عین حال اینها دارای مراتب هستند. اینجا کثرت وجود پذیرفته شده است و در کنار کثرت وجود، شدت و ضعف وجود دارد. اما در فضای عرفان نظری برای وجود، یک مصداق بیشتر پذیرفتنی نیست. یک وجود است نه چند وجود که با هم متفاوت باشند؛ یک وجود است که آن هم واجب است و کثرات، همه، مظاهر و تجیلات آن وجود واحد هستند. به بیان دیگر، مخلوقات،‌موجود مجازی اند.

در ادامه آیت الله غلامرضا فیاضی با بیان اینکه در موضوع وحدت شخصی وجود 20 تفسیر وجود دارد گفت: اگر بخواهیم ببنیم چه کسی کدام تفسیر را می گوید باید به دلیلش مراجعه کنیم. مساله دوم احتیاطی است که در بیانات حضرت آیت الله حکیم در "مستمسک" آمده است. ایشان در شرح و بیان سید یزدی در "العروه " این مضمون را دارند که ما با معرفتی که نسبت به قائلین این نظریه داریم وظیفه شرعی مان این است که بگوییم مقصود آنها را نمی فهمیم و احتیاط کنیم و به ظاهر سخن آنها تکیه نکنیم چون یکی از اصول اسلام حمل فعل مومن بر صحت است و با توجه به ایمانی که از این افراد می شناسیم باید بگوییم کلام یارای این را نداشته است که مقصود را برساند و او مقصود درستی داشته است ولو اینکه او با عبارتی که قابل قبول نیست مقصود را بیان کرده باشد.

وی افزود: نکته سوم اینکه ممکن است شخصی حرف درستی داشته باشد اما نتواند دلیل درستی بر آن اقامه کند.

نکته چهارم آنکه اگر ما با وحدت وجود برخورد می کنیم با این ادله برخورد می کنیم که این دلایلی که آنها در باب وحدت وجود اقامه می کنند هیچ کدام تمام نیست و البته اکثر این تفاسیر قابل پذیرش است و برخی از این تفاسیر بیست گانه که در باب وحدت وجود ارائه شده است قابل فهم نیست پس بنده اگر با وحدت وجود مخالف هستم با تفاسیری که خودم احصا کردم با عده زیادی از آن موافقم و با برخی تفاسیر مخالف هستم. من به دلیل، نگاه می کنم اگر دلیلی که اقامه شده نادرست است مفاد آن دلیل هم قابل قبول نیست.

این استاد برجسته حوزه در علوم عقلی در باب فرق بین تشکیک وجود و وحدت وجود گفت: قرائت دیگر تشکیک این است که وجود با اینکه واحد شخصی است اما این واحد شخصی عین کثرت موجودات هم هست یعنی در عین اینکه او وجود حق است همان وجود، وجود تک تک موجودات عالم هم هست و به فرمایش مرحوم آشتیانی آن تعبیری که جناب آیت الله رمضانی داشتند این تعبیر فهلویون هست و مرحوم علامه طباطبایی در کتب فلسفی خود می گوید سنخ وجود واحد است اما اشخاص وجود متکثر است این همان تشکیکی است که خود علامه فرموده است که حکمای ایران باستان (فهلویون) چنین نظری داشتند و می شود از آن، تعبیر تشکیک سنخی یا وحدت سنخی وجود کرد.

وی تاکید کرد: اما تفسیر دیگر وحدت وجود این است که وحدت شخصی وجود در عین کثرت اشخاص و موجودات است یک وجود داریم که وجود حق است که همان وجود حق تعالی است و چون بی نهایت است هرچه وجود دارد به شخص همان وجود، موجود است کثرت است ولی همه کثرات وجودند به وجودی که حق تعالی به همان وجود موجود است. چون این وجود وحدت سیرانی دارند و با همان وحدتش همه موجودات به وجود آن موجود هستند.

آیت الله فیاضی افزود: این تفسیر بیشتر به وحدت شخصی تصریح می کند اما فرقش با وحدت شخصی این است که اصلا کثرت وجود، نفی می شود و فقط وجود واحد داریم و کثرت در وجود نیست پس این کثرات، ظهور و تجلی وجود هستند به نظر می رسد در تفسیر وحدت شخصی وجود اختلافی نیست وقتی از وجود سخن گفته می شود یعنی وجود واحد لاشریک له یعنی شریکی در وجود نیست.

در ادامه آیت الله رمضانی در پاسخ به این سوال که آیا ظهور و تجلی وجود، موجود هست یا معدوم گفت: قطعا موجود (مجازی) است و معدوم نیست. در توضیح سخنان آیت الله فیاضی که فرمودند همه غیر از وجود، وهم هستند باید بگویم وهم و خیال دارای دو اصطلاح است یکی معرفت شناسانه و دیگری هستی شناسانه.

در اصطلاح نخست، وهم و خیال از امری که متعلق شناخت است حکایت می کند که آن هم چیزی جز همین خیال نیست. مثلاً می گوییم این امری را که شما می فرمایید واقعیت ندارد بلکه خیال صِرف است وهم صرف است، شما خیال می کنید و صرف نظر از این خیال، برای این امر واقعیتی تصور نمی شود و مصداقی وجود ندارد. این اصطلاح معرفت شناسانۀ خیال است که متأسفانه ناقدان عرفان و کسانی که نمی خواهند این طور به مباحث عرفانی بپردازند همواره این اصطلاح را در نظر دارند و ما هم هر چه می گوییم این مراد عرفا نیست توجه نمی کنند.

اصطلاح دوم به این معنا است که ما با جنبۀ حاکویت خیال کار نداریم، بلکه به همین امری که در ذهن شما، من و دیگران است کار داریم، خود این خیال، و وهم، امری وجودی است که در من و شماست. در این اصطلاح به اینکه آیا در ماورای این خیال چیزی هست کاری نداریم که اگر بود بگوییم: این خیال واقعیت دارد و اگر نبود بگوییم: این خیال واقعیت ندارد. بلکه به نفس خیال و وهم کار داریم و می گوییم: آیا این هم هیچ و پوچ است، یعنی آیا در ذهن شما حتی همین امری که اسمش متخیّل است وجود ندارد؟ و در ذهن من و شما نقشی منتقش نشده و خیالی مرتسم نشده است؟ اگر نشده پس چه فرقی بین تخیّل و عدم تخیّل است. بالاخره ذهن شما در وقت تخیّل به امری مشغول شده که قبلاً به آن مشغول نبود.

عارف وقتی که می گوید وجودات امکانی و کثرات خلقیه در مقایسه با حق تبارک و تعالی خیال یا وهم است و وجود خیالی دارد مرادش خیال و وهم به اصطلاح دوم است؛ یعنی وجود کثرات نسبت به خدا مثل صور خیالیه ای است که شما در ذهنتان تصور کرده و به او هستی می بخشید. آیا آن صور در برابر شما چیزی هست یا نیست؟ به اعتباری هست و به اعتباری نیست. به چه اعتباری هست؟ به این اعتبار که شما آن ها را تخیل کرده و در عالم ذهن وجود بخشیده اید. وقتی به فلان امر ذهنی لذیذ یا به فلان امر ذهنی مولِم توجه می کنید می گویید: امر ذهنی لذیذ، زیبا و امر ذهنی مولِم، زشت است؛ لذا صورتِ مولِم مایۀ انقباض و صورت لذیذ مایۀ انبساط شما می شود. بنابراین، امر واقعی عینی برای شما رخ داده است، نه امر غیر واقعی، پس به این معنا، باید بگوییم که چیزی هست.

و اما به این معنا که در برابر شما چیزی باشد باید بگوییم که چیزی نیست. با توجه به این تمثیل می گوییم: نسبت کثرات خلقیه با حق تبارک و تعالی مانند نسبت صور ذهنی با نفس ناطقه است و به عبارت دیگر، وزان شما نسبت به حق تعالی مثل وزان صور خیالی شما نسبت به شما است و همانگونه که شما نسبت به آن ها محیط هستید و آن ها نسبت به شما، برخاسته از ذات شما است و به شما رجوع می کند همین طور خداوند نسبت به موجودات محیط است و موجودات نسبت به خدا محاط، و همه بازگشتشان به او است و همان گونه که می گوییم: تصورات ذهنی من در برابر من فانی در من است و لذا می گوییم آن ها چیزی نیستند، همین طور می گوییم: موجودات در برابر حق فانی هستند و لذا می گوییم که آن ها چیزی نیستند.

غرض آنکه فرمایشات آقایان را باید با توجه به این اصطلاح هستی شناسانه معنا کرد. اگر آن ها وهم، خیال، عکس و ظلال را به کار می برند برای بیان این واقعیت است که موجودات در برابر حق تعالی وجود ظلّی یا خیالی دارند نه وجود حقیقی. و ما اگر بخواهیم در برابر حقیقت وجود و وجود حقیقی از اشیاء سخن بگوییم باید از تعابیری چون وجود مجازی، ظلّی و خیالی استفاده کنیم و به اصطلاح توجه داشته باشیم و معنای مراد را در نظر بگیریم. مثلاً در فقه آیا برای اطلاع پیدا کردن از معنای اصطلاح ایام استظهار به کتاب لغت مراجعه می کنید؟ قطعاً نه؛ چون شما اگر به صد کتاب لغت مراجعه کنید معنی اصطلاح ایام استظهار برای شما روشن نمی شود و مراجعه به کتاب های لغت، مفید معنای اصطلاحی نیست. مگر اینکه از فقیهی معنای این اصطلاح را فرا بگیرید. همه به این قاعده در فقه و تخصّص فقهی عمل می کنند و به آن ملتزمند؛ ولی متأسفانه در علوم و معارف عقلی و عرفانی بدون مراجعه به اهل فن، بدون توجه به قاعده به مسائل می پردازند.

پس ما سوی الله، وهم است از برای خداوند، نه وهم است از برای من. و در مقایسه با اصل وجود، همه هستی، وجود وهمی و خیالی دارد. ما سوی الله را موجود می دانیم یعنی از وجود بهره ای دارد و نور وجود به آن تابیده و موجود شده است.

انتهای پیام/

خواندن 3550 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 13 شهریور 1395