مراد از جدا نبودن قرآن و عرفان و برهان از هم چیست؟

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

مراد از جدا نبودن قرآن و عرفان و برهان از هم چیست؟

مراد از اینکه آقایان می‌فرمایند قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند این است که قرآن ناب موید مؤدای کشف و عرفان ناب و عقل و برهان ناب است، و عقل و برهان ناب، موید مؤدای کشف و عرفان ناب و قرآن ناب است و نیز کشف و عرفان ناب، موید مؤدای برهان ناب و قرآن ناب است؛

نه اینکه این هر سه در یک ردیف‌اند و با هم هیچ تفاوتی ندارند، و نیز مراد این نیست که هر کس با هر سرمایه و طرز فکر و ظرفیتی هر چه از قرآن برداشت کرد ما این را عرفانی و برهانی قلمداد کنیم، یا هر کسی با هر شرایطی مدعی عرفان و مکاشفه شد و هر چه به عنوان عرفان عرضه کرد بگوییم قرآن  و برهان آن را تایید می‌کند. یا هر کسی به عنوان برهان هر چه ارائه کرد بگوییم قرآن و عرفان هم همین را می‌گویند. اصلا چنین چیزی نیست.

برداشت از قرآن برای خود آداب و رسومی دارد و مقرراتی بر آن حاکم است که برداشت کردن از قرآن باید با توجه به آن آداب و مقررات صورت بگیرد، اگر برداشت از قرآن درست و طبق موازین باشد با مودّای کشف ناب و مودّای برهان ناب که خالی از هرگونه وهم و خیال باشد در تعارض نیست، و همین طور در استفاده از برهان، شرایط و مقرراتی وجود دارد  که اگر کسی با توجه به آن ها در آن مسیر پیش برود یقینا نتیجه بدست آمده با مودّای کشف ناب و قرآن  ناب در تعارض نیست، و همین گونه کشف و شهود و عرفان ناب و صحیح  هم برای خود موازین و ضوابطی دارد که اگر کسی طبق آن موازین پیش رود و انحرافی پیش نیاید مودّای کشف و عرفان با مودّای برهان و قرآن در تعارض نخواهد بود. مراد ما این است، نه اینکه خواسته باشیم اینها را در یک ردیف قرار دهیم. اصلا مراد ما چنین چیزی نیست.

{jcomments on}

خواندن 3595 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 08 شهریور 1395