تفکیک بین خلق اول و صادر اول/دیدگاه فلسفه و عرفان

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

هفتاد و دومین جلسه گروه علمی عرفان مجمع عالی حکمت اسلامی با موضوع: «تفکیک بین خلق اول و صادر نخستین» با ارائه بحث حضرت استاد حسن رمضانی و با حضور اعضاء محترم در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه بحث

بحث صادر نخستین و خلق اول در فضای فلسفه به یک معناست ولی در فضای عرفان بین این دو، فرق قائلند.

در هر صورت این بحث مرتبط با قاعده الواحد لایصدر عنه الا الواحد است، قاعده ای که از منظر میرداماد از امهّات عقل و شرع بشمار می آید. فلاسفه مشاء خدا را واحد به وحدت عددی می دانند لذا دقت هایی که عرفان در این زمینه دارد را در فلسفه مشاهده نمی کنیم.

عارف علی رغم اینکه قاعده الواحد را می پذیرد ولی عقل را به عنوان اول صادر قبول نمی کند بلکه بعنوان اول مخلوق می پذیرد.

توضیح مطلب این که ملاصدرا در چند جای اسفار عبارت علاء الدوله سمنانی را نقل می کند که ما یک مطلق وجود داریم و یک وجود مطلق داریم و یک وجود مقید. مطلق وجود همان طبیعت است که لابشرط است بنحو لابشرط مقسمی، که از هرگونه قیدی رها است.

وجود مطلق، وجودی است که مقید به قید اطلاق است و در برابر وجود مقید قرار دارد، ولی وجود مقید همین وجودات جزئی هستند.

بر این اساس اگر بخواهیم درباره عقل تعبیر کنیم باید آن در قسمت وجود مقید قرار بدهیم به اینکه یکی از وجودات مقید، عقل است و لذا باید از عقل به خلق اول تعبیر کرد. وقتی از عقل اول به خلق اول تعبیر شد، معنای خالق هم به این معناست که خالق کسی است که اندازه گیری می کند. در اینجا خلق به معنای تقدیر است که اندازه مشخص می شود و لذا عقل اول در برابر نفوس و امثالهم بوده و باید از او تعبیر به خلق کرد. بنابراین نمی شود عقل را بعنوان اول صادر پذیرفت بلکه اول مخلوق است، بخاطر محدودیتی که دارد.

اما چرا بعنوان اول صادر نمی شود پذیرفت؟ بخاطر آنست که باید یک چیزی را به عنوان اول صادر بپذیریم که دارای وحدت سریانی و اطلاقی باشد و در وحدت با حق نزدیک باشد. اگر بگوئیم عقل اول، صادر نخستین است درست در نمی آید چون عقل اول مقدَّر است.

نسبت به وجود مطلق که از آن تعبیر به نفس رحمانی می شود می توان به حق نسبت داد چون وحدتی که در آنهاست همان وحدت ظلیّه است که نزدیک به وحدت حقیقی حق است. بنابراین، این تفرقه در عرفان ضرورت پیدا کرده است.

چیزی که باید درباره آن سخن گفت اینکه اگر عقل را یک حقیقت مقید جدای از سایر موجودات در نظر گرفتیم حرف همان است که بیان شد، به این که لیاقت نشستن جای صادر نخستین را ندارد.

ولی در بعضی از تعبیرات بزرگان عرفا چنین بدست می آید که آنها عقل را ارتقاء دادند به اینکه عقل آن است که بقیه اشیاء از او سر زده است؛ با این نگاه عقل یک موجود مقید در مقابل سایر اشیاء نخواهد بود. حال با اینگونه تعبیرات چکار باید کرد؟ چون آنها می گویند یک نوع وحدت سریانی را می شود برای عقل در نظر گرفت و آن تفرقه را رد کرد.

به نظر ما اگر همین باشد می شود پذیرفت که عقل اول، همان صادر نخستین باشد ولی مسئله این است که عقل را باید دو سویه مورد ملاحظه قرارداد، چون اگر نسبت عقل اول با حق تعالی را مورد دقت قرار دهید، می بینید عقل اول بعنوان صادر نخستین در فضای فلسفی مشایی قابل قبول نیست و فلسفه مشایی آن را اجازه نمی دهد. اگر این مشکل حل شود می تواند مورد پذیرش بعنوان صادر نخستین و تعیین اول قرار گیرد.

تنظیم: مجمع عالی حکمت اسلامی   

 {jcomments on}
خواندن 4728 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 03 شهریور 1395