آیا ملاصدرا از مطالب کتاب اسفار استغفار کرد؟

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

آقای محمد رضا حکیمی ادعا کرده: «خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»

بعد از انتشار این مطلب در سایت فردا و دیگر سایت‌ها، هیچگونه تکذیبیه‌ای از جانب ایشان نسبت به آن صورت نگرفته و یا لااقل ما مشاهده نکرده‌ایم و تا وقتی که این مطلب رسما از جانب ایشان تکذیب نشود ما به آن استناد کرده و آن را نقد می‌کنیم.

به هر تقدیر حقیر به محض مشاهده این خبر، متعجب شده و در بهت فرو رفتم و با خود گفتم آخوند ملا صدرا و این سخن! با توجه به شناختی که از ایشان و مکتب ایشان داشتم دیدم این مطلب اصلا به دهن و قلم آخوند نمی‌خورد. ولی با خود گفتم  ما خیلی چیزها را نمی‌دانیم، شاید این مورد هم یکی از آن موارد باشد، لذا به این کتاب مراجعه کرده و از اول تا آخر آن، ورق به ورق پیش رفتم اما به عبارتی که گویای این مطلب باشد که آخوند از کتاب اسفار خود استغفار کرده چون در آن کتاب، مطالبی آورده که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند، آنهم بصورت خبریه باشد نه شرطیه، برنخوردم.

فقط و فقط یک عبارت به چشمم خورد و نود و نه درصد احتمال می‌دهم که آن عبارت، ایجاب کرده که آقای حکیمی مطلب مزبور را به جناب آخوند نسبت دهد. - این یک درصد باقی را هم  به خاطر اینکه نمی‌خواهم به کسی ظلم شود جای احتمال آن را باز می‌گذارم - آن عبارت این است: «يقول هذا العبد الذليل إني أستعيذ بالله ربي الجليل في جميع أقوالي و أفعالي و معتقداتي و مصنفاتي من كل ما يقدح في صحة متابعة الشريعة التي أتانا بها سيد المرسلين و خاتم النبيين عليه و آله أفضل صلوات المصلين أو يشعر بوهن بالعزيمة و الدين أو ضعف في التمسك بحبل المتين لأني أعلم يقينا أنه لا يمكن لأحد أن يعبد الله كما هو أهله و مستحقه إلا بتوسط من له الاسم الأعظم و هو الإنسان الكامل المكمل خليفة الله بالخلافة الكبرى في عالمي الملك و الملكوت الأسفل و الأعلى و نشأتي الأخرى و الأولى‏»

حاصل معنی آنکه: من به خداوند پناه می‌برم از اینکه در همه گفتارها، کردارها، پندارها و نوشتارهایم چیزی وجود داشته باشد که در صحت پیروی شریعت ختم المرسلین اشکال و ایرادی وارد کند یا حتی به صورت ضمنی بخواهد احکام قطعی الهی  و در یک کلام دین خد را سست نموده و در تمسک به حبل المتین ( ولایت انسان کامل) ایجاد ضعف کند؛ چون به طور قطعی و یقینی می‌دانم: عبادت خداوند آن گونه که او سزاوار آن است برای احدی ممکن نیست مگر به واسطه صاحب اسم اعظم که همان انسان کامل مکمل و خلیفه الله در دو عالم ملک وملکوت و دو نشأه دنیا وآخرت است.

این سخن ملا صدرا - که درحقیقت معرفی شخصیت خود و زدودن هرگونه اتهام بی‌اعتنایی به دین و ولایت انسان کامل معصوم ازخود است - کجا و آن مطلب آقای حکیمی– که در حقیقت، توبه نامه و استغفار آخوند است از آنچه کرده و نوشته و تالیف کرده- کجا؟!

نمی‌دانم شاید آقای حکیمی در نیمه شب، خواب آلوده به سراغ این عبارت رفته که «استعیذ» را «استغفر» خوانده است یا در اثر ذهنیتی که نسبت به فلسفه و عرفان داشته و دارد اینگونه عبارتهای صریح و روشن را آن‌طور که خود می‌خواهد معنا کرده و منتشر می‌کند و به یک حکیم مسلمان و شیعه دوازده امامی - که چیزی جز درد دین، اسلام، اهل بیت، قرآن و روایات، در وجود او نیست- چنان نسبتی را داده و می‌گوید: ایشان از کتاب اسفار خود استغفار کرده و اقرار نموده که مطالبی که در آن آورده بر خلاف دین خداست!

آقای حکیمی! حتی یک نویسنده متعهد معمولی هم این کار را نمی‌‌کند چه برسد به یک انسان حکیم با آن سابقه و ریاضت‌های شرعی و با آن تقدس و دیانت که یک عمر بیراهه برود و کج بنویسد و همه را سر کار بگذارد و بعد هم خودش برگردد و بگوید: ما اشتباه کردیم، اینها صحیح نیست و اصلاح هم نکند.

توصیه من به جناب آقای حکیمی این است که دوباره به عبارت آخوند مراجعه کنند و عبارت را آنطور که آخوند نوشته بفهمند نه آنطور که خود می‌خواهند. همچنین به همه کسانی که می‌خواهند متون مشایخ هر فنی را بفهمند توصیه می‌شود: تلاش کنند آنچه را که مراد نویسنده است و می‌خواسته آنرا برساند بفهمند نه آنطور که خود می‌خواهند و ناخواسته به دام تفسیر به رأی بیافتند.

آقای حکیمی در اینجا خواسته یا ناخواسته عبارت آخوند را تفسیر به رأی نموده وآن را به نفع خود مصادره کرده‌اند و متاسفانه از این دست تفسیرها و مصادرات در فرمایشات ایشان بسیار است.

{jcomments on}

خواندن 5472 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 31 شهریور 1395